مدیریت پیامبری
شاهدم بر نغمه های دل شود روزی هویدا از درون/کندر آن باشد ندای دیگری از باب تفسیر برون

مدیریت یعنی هنر دمیدن روح مشارکت در یک نهاد، یک جمع

یعنی ایجاد تکاپو در بستر های ساکن

یعنی به حرکت در آوردن سلول های خفته

وحذف سکون و سکوت

هنر آن است که نقیصه را به موقع ببینی و آن را حل کنی

نه آنکه چشم ها را بسته، تخته را پاک کنی...

مدیریت یعنی طبیعت، یعنی رویش...

یعنی کاشتن بذرهای محبت و درایت

و بعد انتظار...

تا سر بر آوردن نهال موفقیت...

۱۱ آبان ۱۳۸۸ :: ٥:۳٧ ‎ب.ظ ::  نويسنده : رضا   

بر اساس مطالعات بنده «مدیریت» سهل‌الوصول‌ترین چیز جهان است که ممکن است یکدفعه به انسان وارد شود. بر این اساس گونه‌های متفاوت و متنوعی از این پدیده در جهان وجود دارد که به برخی از آن اشاره می‌شود:

 

MBB (Management By Bus(

در این نوع از مدیریت، یک نوع اتوبوسی وجود دارد که هر کسی سوار آن شود، پدیده مدیریت به شکل فجیعی در او حلول پیدا می‌کند. این اتوبوس از تمام دانشگاه‌ها و کالج‌های جهان بهتر و سریعتر مدیر تربیت می‌کند. کافیست خود را به این اتوبوس برسانید و هرجا که می‌رود، همراه آن باشید تا همواره مدیر (از نوع شایسته و کارآمدش!) باشید.

 

MBA (Management By Accident(

در این مدل از مدیریت، شخص اصلا تحصیلات، معلومات، اطلاعات، سواد و حتی شعور خاصی هم ندارد و در پی یک اتفاق، یک شبه، یک لحظه، دری به تخته می‌خورد و طرف مدیر می‌شود.

 



ادامه مطلب ...
٤ مهر ۱۳۸۸ :: ٦:٢٠ ‎ب.ظ ::  نويسنده : رضا   

مرد بیکاری برای سِمَتِ آبدارچی در مایکروسافت تقاضا داد. رئیس هیئت مدیره با او مصاحبه کرد و تمیز کردن زمین‌ را - به عنوان نمونه کار- دید و گفت: «شما استخدام شدید، آدرس ایمیل‌تان را بدهید تا فرم‌های مربوطه رابرای شما بفرستیم تا پر کنید و همین‌طور تاریخی که باید کار راشروع کنید..»مرد جواب داد: «اما من کامپیوتر ندارم، ایمیل هم ندارم!» رئیس هیئت مدیره گفت: «متأسفم. اگه ایمیل ندارین، یعنی شما وجود خارجی ندارید. و کسی که وجود خارجی ندارد، شغل هم نمی‌تواند داشته باشد.» مرد در کمال نومیدی آنجا راترک کرد. نمی‌دانست با تنها 10 دلاری که در جیبش داشت چه کار کند. تصمیم گرفت به سوپرمارکتی برود و یک صندوق 10 کیلویی گوجه‌فرنگی بخرد. یعد خانه به خانه گشت و گوجه‌فرنگی‌ها رافروخت. در کمتر از دو ساعت، توانست سرمایه ا‌ش را دو برابر کند. این عمل را سه بار تکرار کرد و با 60 دلار به خانه برگشت. مرد فهمید می‌تواند به این طریق زندگی ا‌ش را بگذراند، و شروع کرد به این که هر روز زودتر برودو دیرتر برگردد خانه. در نتیجه پولش هر روز دو یا سه برابر می‌شد. به زودی یک گاری خرید، بعد یک کامیون، و به زودی ناوگان خودش را در خط پخش محصولات داشت. 5 سال بعد، مرد تبدیل به یکی از بزرگترین خرده‌فروشان امریکا شده بود . شروع کرد تا برای آینده‌ی خانواده‌ش برنامه‌ربزی کند، و تصمیم گرفت بیمه‌ی عمر بگیرد. به یک نمایندگی بیمه زنگ زد و سرویسی را انتخاب کرد. وقتی صحبت‌شان به نتیجه رسید، نماینده‌ی بیمه از آدرس ایمیل مرد پرسید. مرد جواب داد: «من ایمیل ندارم.» نماینده‌ی بیمه با کنجکاوی پرسید: «شما ایمیل ندارید، ولی با این حال توانستید یک امپراتوری در شغل خودتان به وجود بیاورید. می‌توانید فکر کنید به کجاها می‌رسیدید اگر یک ایمیل هم داشتید؟» مرد برای مدتی فکر کرد و گفت: «آره! احتمالاً می‌شدم یک آبدارچی در شرکت مایکروسافت.»

به نقل از پیک مدیران

۳٠ شهریور ۱۳۸۸ :: ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ ::  نويسنده : رضا   

از مدیر موفقی پرسیدند: "راز موفقیت شما چه بود؟" گفت: «دو کلمه» است.

- آن چیست؟

- «تصمیم‌های درست»


- و شما چگونه تصمیم های درست گرفتید؟

- پاسخ «یک کلمه» است!


- آن چیست؟

- «تجربه»


- و شما چگونه تجربه اندوزی کردید؟

- پاسخ «دو کلمه» است!


- آن چیست؟

- «تصمیم های اشتباه»

۸ شهریور ۱۳۸۸ :: ۱:٥٩ ‎ب.ظ ::  نويسنده : رضا   

 

 

به وجود آورن اهداف و او لویتها، اولین قدم در مدیریت زمان است همچنین توسعه و بیان صریح اهداف بلند مدت است.این تشریح اهداف به شما کمک خواهد کرد که اهداف کوتاه مدت را ایجاد کرده و در مورد انجام هر یک از فعالیتها اولویت بندی خاص در اهدافتان در نظر بگیرید. البته ممکن است به وجود آوردن این اهداف بلند مدت سخت تر ازآن چیزی باشد که تصور می شود.

در زیر مثالهایی از انواع اهداف بلند مدت ؛ میان مدت و کوتاه مدت آورده شده است

انتخاب شغل مشاور روانشناسی (6تا 8 ساله)

نام نویسی در برنامه های مربوط به مشاوره روانشناسی (3 تا5 ساله)

شرکت در دوره های تدریس برای ارتقاء مهارت  ها



ادامه مطلب ...
۳ امرداد ۱۳۸۸ :: ۳:٠٢ ‎ب.ظ ::  نويسنده : رضا   

 یکی از مهمترین خصوصیات یک رهبر توانایی پذیرش اشتباهاتش است. ازآنجا که رهبران با مشکلات و چالش های بسیار زیادی روبه رو هستند و در جایگاهی هستند که می توانند تصمیمات بیشماری بگیرند (یا از برخی تصمیمات پرهیز کنند) گاهی ممکن است مسائل خوب پیش نرود. نشانه یک رهبر بزرگ این نیست که از بروز اشتباهات جلوگیری کند، این است که وقتی مرتکب اشتباهی می شود، از آن درس بگیرد.(آدم عاقل از یه سوراخ دو بار گزیده نمی شه!)
به همین دلیل است که بوش یا نمی توانست یا نمی خواست که اشتباهاتی که در دولتش انجام داده بود را بپذیرد.(بماند که در کشور خودمان هم از این جور مدیر ها کم نداریم و قضیه وقتی حساس تر می شه که اون مدیره در جایگاه یک انسان مذهبی و متعهد به گفتمان های انقلاب قرار داره!) اولین بار که درمورد اشتباهاتش  در نظر عموم از او پرس و جو شد، بوش در پاسخ مردد بود و بعد گفت که بهتر می دانسته که آن سوال را از قبل به او می دادند. حرفش را کمی بیشتر طول می دهد و اضافه می کند که مطمئن است که می تواند یک اشتباه را بپذیرد اما برایش سخت است که این کار را در روز روشن و جلوی انظار انجام دهد. این سوال باز هم توسط یک شهروند از او  پرسیده شد و او باز هم نتوانست حتی یکی از اشتباهات خود را جلوی جمع مطرح کند.



ادامه مطلب ...
٢۸ تیر ۱۳۸۸ :: ۱:۱٢ ‎ب.ظ ::  نويسنده : رضا   

مدیر برای موفقیت خود و سازمانی که در آن خدمت می‌کند باید در افراد خود ایجاد انگیزه کند. تا افراد در شرایط متفاوت کاری با دلسوزی عمل کنند. در همین راستا نکاتی کاربردی را خدمت مدیران ارجمند عرض می‌کنیم.

1
ــ با کارمندان خود به خوبی رفتار کنید.

مدیران باید با زیر دستان خود به بهترین نحو برخورد کنند. و همانطور که حریم‌ها را حفظ می‌کند با آنان برخوردی دوستانه داشته باشد. کارمندان همیشه مدیری می‌خواهند که آنها را با درایت و درک زیر دستان رهبری کند. برای ایجاد چنین حسی کارهای ساده ای می‌توانید انجام دهید. مثلاً افراد را با اسم کوچک صدا کنید. درباره خانواده آنها صحبت کنید حتی می‌توانید درباره رضایت آنها از وضعیت زندگی و رفاه بپرسید به طوری که احساس تعلق را در پرسنل خود افزایش دهید.

2
ــ مانند یک برنده فکر کنید.

یک مدیر باید بتواند با دو موقعیت برخورد کند این دو موقعیت عبارتند از «برد» و «باخت». کاری که باید بکنید این است که در همه شرایط حتی زمانیکه همه چیز علیه شماست مانند یک برنده فکر کنید. لازم است که خود را با همه تجهیزاتی که یک برنده  دارد مجهز کنید. همیشه به یاد داشته باشید که برد و باخت در داخل یک سیکل قرار دارند. اگر مدت زیادی است که شکست خورده اید اکنون وقت بردن شماست!



ادامه مطلب ...
٢ تیر ۱۳۸۸ :: ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ ::  نويسنده : رضا   

بی شک رفتارهای مصرفی بر حجم مصرف کل در جامعه تأثیرگذار است. از دید اقتصادی هرچه میل نهایی افراد جامعه به مصرف، بیشتر باشد؛ فرآیند ضریب فزاینده و روابط بین متغیرهای کلان اقتصادی مصرف کل بیشتر خواهد شد. با ایجاد تقاضای مؤثر برای کالاها و خدمات، تولید کل فزونی یافته و در نتیجه درآمد ملی افزایش می یابد. از نظر اسلام مصرف باید در چارچوب صحیح و متعادل و دور از اسراف و تبذیر صورت پذیرد. همان گونه که اسلام تأکید و سفارش به اسراف نکردن و مصرف صحیح و به اندازه دارد؛ بر انفاق نیز تأکید می نماید. با انفاق؛ روح هم بستگی و کمک به دیگران تقویت می شود. زن می تواند با پرهیز از اسراف و تبذیر جلوی اتلاف و هدر رفتن امکانات، لوازم، مواد غذایی، پوشاک و ... بگیرد و جامعه را به سوی مصرف صحیح راهنما باشد.

کالاهای مصرفی هر خانواده را می توان به دو گروه تقسیم کرد:

1. کالاهای مصرفی با دوام؛ همچون مواد غذایی که باید براساس برنامه استفاده شود. مادر خانواده باید مواد ضروری چهارگانه (پروتئین، چربی، قند، ویتامین) را در برنامه غذایی افراد خانواده بگنجاند؛ بدین منظور آشنایی به اصول علم تغذیه و آگاهی از قیمت مواد غذایی مختلف و توجه به بودجه خانواده از عناصر اصلی تهیه ی مواد غذایی مناسب می باشد. مادر می تواند در صورت محدودیت درآمد با جای گزینی مواد غذایی ارزان تر (با خواص مشابه) نیازهای تغذیه ای خانواده را تأمین کند. مادر خانواده باید در این جای گزینی توجه به ذائقه و ترجیحات خانواده داشته باشد. غذا باید به اندازه نیاز خانواده تهیه شود. پرخوری در اسلام مذموم است و موجب بیماری و افزایش هزینه ی خانواده می شود که در صورت محدودیت درآمد، باعث فشار و تحدید بر دیگر بخش های تقسیم درآمد می گردد. و حال آن که اگر خانواده ها بخشی از هزینه ی مواد غذایی را صرف خریداری کتاب و محصولات فرهنگی بنمایند از مشکلات و ضعف فرهنگی جامعه کاسته خواهد شد.

 



ادامه مطلب ...
۱۸ خرداد ۱۳۸۸ :: ۳:٢٦ ‎ب.ظ ::  نويسنده : رضا